مـأمـن

مـأمـن

میتوانستیم و نخواستیم!

|چهارشنبه - 29 آبان یک هزار و سیصد و نود و هفت|


 نامت را با اشک فریاد بزنم، بیایی و دستانم را بفشاری...

اشک‌هایم را پاک کنی ، به آغوشت بِکشیم و با صدایِ دل‌نشینت دردم را بپرسی...من هیچ نگویم! مثل معمول اوقات هیچ نگویم...

تو نیز سکوت کنی ، کمی بمانی و بعد بروی و دیگر هم نیایی، یخ کنم و بمیرم!

زندگی زیباست...

عشق هست...

امید هست...

درد هست...

.

.

.


  • | هَمـْــ طــآفــْـ |

ابزار وبمستر